عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
314
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
عبد قيس برخاستند و گفتند : انّ الفساة قبلنا اياد * و نحن لانفسو و لا نكاد يعنى : پيش از اين اياد بودند كه باد بدبوى از خود رها مىكردند ، امّا ما نه چنينايم و نه مىخواهيم چنان باشيم . پس از آن كه عبد قيس ننگ ( فسو ) را خريد ، مردم ، عكاظ را ترك كردند ، و شاعرى گفت : يا من رأى كصفقه ابن بيدره * من صفقة خاسرة مخسّره المشترى الفسو ببردى حبره * شلّت يمين صافق ما اخسره يعنى : هان ! چه كسى داد و ستد پر زيانى - مانند داد و ستد ابن بيدره - ديده چقدر زيان برد ! شل بادا دست خريدارى كه به دو برد ، ننگ « فسو » را خريد . . . شيطان الحماطة . جاحظ گفته : عرب چون زشت ديدار ببيند گويد : « ما هو إلّا شيطان الحماطة » . و مراد از شيطان ، ما راست و حماطة درختچه ايست [ مانند انجير كه در آن مار باشد ] همان گونه كه گويند : مردمان گمراهى ، و گرگ وادى و بيشه ، و بزد آهوى ريگزار . شاعر رجزگو گفته : عنجرد تحلف حين أحلف * كمثل شيطان الحماط اعرف يعنى : زن درشت خوى بد زبان ، مانند مار حماط كه داراى موى و خش باشد - هر گاه من سوگند مىخورم او نيز سوگند مىخورد . نيز - ضبّ السّحا . [ ص ] صابون الهموم . كسرى مىگفت : شراب صابون غمهاست . و بازرگانان در مثل گويند بهاى دستادست و نقدينه ، صابون دلهاست ، يعنى كه مايه و بهاى دستادست خشم و آشوبى را - كه از امروز و فردا كردنهاى خريدار در پرداخت بدهى ، مىپوشاند و مىشويد و پاك مىكند . صاحب الطوق - نديما جذيمة . صاعقة ثمود : ( آذرخش ثمود ) عبارت است از غرّشى كه قوم ثمود را گرفت و همگى در